این روزا های من و پسرااااا

سلام به همه ی خوبان... خوشملای مامان ندا سلاممممم
ما همچنان مشغولیممم و من هر چقدر خونه رو جمع و جور میکنم
فایده نداره
و همه جا بعد از گذشت یک ساعت دوباره شلوغ و به هم ریخته میشود
....
نیما به شیطنت ادامه میدهد
و اصلا به من که در حال جیغ زدنم
توجه نمیکند
.... وفتی تجسم میکنم تا چند وقت دیگه نیکان هم دست به دست نیما میده
و 2 تایی شروع به شیطونی میکنن به حال خودم گریه میکنم![]()
ولی اقای پدر همیشه با ارامش مخصوص خودش
میگه عیب نداره بچن دیگه شیطنت واسه بچه هاس و سعی در ارام کردن من مینماید
و مثل همیشه موفق میشود![]()
و همگی را به ارامش دعوت میکند
.........
پسرای نازمممم این ها رو براتون میگم که وقتی بزرگ شدید یادتون بمونه که ثانیه به ثانیه با شما بودن برای من پر از لحضات شیرین و خاطرات خوب بوده دوستتو دارم بی نهایت![]()

پ.ن: فردا تولده مامی ندا میباشد
![]()
من میشم یه مامان 27 ساله بهترین هدیه های من شما 2 تا پسر ناز هستید و بابای مهربونتون
تو این روز ارزوی من برای همه سلامتی و شادابی میباشد
دلم برای مامانم اینا تنگ شده.. امروز وقتی تلفن زنگ خورد و گوشیو بر داشتم همگی با هم گفتن تولدت مبارکـــــــــــــــ و من با چشمان گریون و سینه ی پر از بغض جز تشکر چیزی نتونستم بگم.... حالا که خودم مادر هستم میفهم میدونم پدر مادرم برای بزرگ کردنم چقدر زحمت کشیدن و از همین جا دستای مهربون و گرمشونونو که همیشه باعث ارامش من بودنو میبوسممممم
دوست جونا اینم شیرینیه تولدم 
پ.ن2:چند روز دیگه روز مادره پیشاپسش
بعدا نوشت: امروز ششمین سالگرد ازدواج مامی ندا و بابا نادر میباشد
همسره عزیزم امیدوارم تا ابد در کنارم بمونی و عاشقونه دوستت دارممممممممم 
اگه دوست دارید یه کار جدید از نیما ببنید بیاید با هم بریم تو ادامه ی مطلب![]()
وقتی نیما برای اولین بار پنکیک درست میکند


![]()

موفق شدمممممممممممم![]()
و اینم پسره 7 ماهه ی مامی نداااااااا 7 ماهگیت مبارک نفسممممممممممممممممممممممممممم






این روزا های من و پسرااااا
